- چون عمر تبه كردم چندانكه نگه كردم
- در كنج خراباتي افتاده خراب اولي
-
واژه نامه
- افتاده :
فروتـــن ، مـــتواضع
- خراب :
فاسد، گناهكار، مست و لايعقل
English Translation :
My life, how I ruined! as much as I gazed,
First Mesra Translation:
In the tavern-corner, fallen intoxicated,-- best.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- در اوقاتي كه عمر را به بطالت مي گذرانم ، هر چه دقت كردم ; معلوم شد همان بهتر كه در كنج خراباتي به حال مستي افتاده باشم ، **