• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • چون عمر تبه كردم چندانكه نگه كردم
  • در كنج خراباتي افتاده خراب اولي
واژه نامه
  • افتاده : فروتـــن ، مـــتواضع
  • خراب : فاسد، گناهكار، مست و لايعقل
English Translation :
My life, how I ruined! as much as I gazed,
First Mesra Translation:
In the tavern-corner, fallen intoxicated,-- best.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- در اوقاتي كه عمر را به بطالت مي گذرانم ، هر چه دقت كردم ; معلوم شد همان بهتر كه در كنج خراباتي به حال مستي افتاده باشم ، **