- پرده از رخ برفكندي يك نظر در جلوه گاه
- واز حيا حور و پري را در حجاب انداختي
-
واژه نامه
- پرده :
به رشته هايي كه بر دسته سازها بسته مي شود پرده گويند، از پرده برون شدن يعني بي قرار شدن ، شيدا شدن
- پري :
فرشـته در مقابل ديـو، نماد زيــبايي و معشوق ايده آل كه مطلقاً عيــبي در تمام وجودش يافت نشود، آمده است
- حجاب :
در لغت به معنـــي پرده و فـــاصل بين دو چيـــز است و به اصطــلاح صوفيه هر چيزي است كه انســـان را از حق تعالـــي باز دارد ، عرفـــا جسم و تعلقات مـــادي را حجـــاب راه مي داننـــد
- حور :
زن سيــــاه چشم ، كنايه از محبوب زيبا
English Translation :
(For the sake of) one glance, thy veil thou up-castest in the place-of-splendour;
First Mesra Translation:
And into the veil, through shame, Hur and Pari-- thou castest.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- زماني به اندازه يك نگاه كردن ، در جلوه گاه ، پرده از رخ برداشتي و حور و پري را از جلوه زيبائي خود شرمسار ساختي ، چنانكه ناگزير روي خود را در پرده پنهان كردند،**