- حافظ حديث سحر فريب خوشت رسيد
- تا حد مصر و چين و به اطراف روم و ري
-
واژه نامه
- چين :
پيـــچ و تاب زلف ، و نيز يــــادآور كشور چيـــن است كه از ايـــــــران دور بوده و سفر كردن به آن سفــر درازي محســـوب مـــي شده است
- سحر :
افســون ، جـذابـيت و فـريـبـنـدگــي خـــاص
English Translation :
Hafiz! the tale of magic of thy sweet deceit (thy lustrous verse) hath reached,
First Mesra Translation:
To the limits of Egypt and of Chin, and to the boundaries of Rum and of Rai.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- حافظ سخن مانند سحر فريبنده ات تا مرز مصر و چين و به اطراف روم و ري رسيد،روم در اين جا، يعني مفهومي كه در زمان حافظ داشته ، كشور بيزانس يا روم شرقي ، يعني آسياي صغير حاليه است ، چنانكه مولانا را به سبب اقامت در آسياي صغير، ملاي رومي گفته اند، **