• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • كه بندد طرف وصل از حسن شاهي
  • كه با خود عشق بازد جاودانه
English Translation :
Who gaineth good profit from union with a lovely one,
First Mesra Translation:
Who, at love with herself ever playeth?
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- چه كسي از زيبائي آن شاه ، كه دائماً با خود عشق ورزي مي كند نصيبي مي برد،شعر به صورت استفهام انكاري است ، و اشاره به اين معني دارد كه آن شاه - خداوند - عاشق ذات خويش است و از اين جهت كسي نمي تواند از عشق او به نصيبي برسد،عطار در همين معني گويد:از وصال او كسي كي برخورد كو به عشق خود گرفتار آمدستو جامي نيز همين معني را چنين بيان كرده است :در حقيقت خودبه خودمي باخت عشقوامق و عذرا بجز نامي نبودمضمون بيت حافظ و بسياري از ابيات ديگر او، چنانكه پيشتر از اين اشاره شد نمودار عقيده مذهب اصحاب تجلي در عرفان اسلامي است ، مذهبي كه خلقت جهان را بر اثر عشق خالق به ذات خويش مي بيند و تصوّر مي كند كه خالق جهان جميل بوده و جهان را خلق كرده تا جلوه جمال خود را در آينه جهان ببيند، و اين طرز فكر منطبق است با طرز فكر نارسي سيسم در ادبيات غربي ، نارسي سيسم كه در لغت داراي معناهائي همچون خويشتن نگري ، خودبيني ، عشق ورزي با خود، و خودشيفتگي است ، اساساً مبتني بر يك افسانه يوناني است ، نارسيس جواني بسيار دلرباست امّا به دختران دلباخته خود اعتنائي ندارد و پيوسته تحقيرشان مي كند تا سرانجام به نفرين اين زيبارويان نازكدل به خشم خدايان گرفتار مي شود; بدين صورت كه روزي تصوير خود را در چشمه آبي مي بيند و خود نيز عاشق و شيفته جمال انگيز خويش مي گردد، امّا چون هر چه مي كوشد كه تصوير را از آب بگيرد، موفق نمي شود يأس و نوميدي در عشق تا آنجا بر او غلبه مي كند كه دست به خودكشي مي زند، پيكر نارسيس بعد از مرگ به گل نرگس مبدل مي شود و چنين است كه اين گل پيوسته روي ساقه نرم خود خم شده تا تصوير خود را در درون آب بنگرد،امّا اينكه اين فكر اساساً يوناني تا چه اندازه با زمينه فكري مذهب اصحاب تجلي در عشق خالق به خويش رابطه داشته باشد، بر نگارنده روشن نيست ، آيا مشابهت صرفاً يك مشابهت اتفاقي از نوع توارد يا تيپوگرافي است يا رابطه داد و ستد و تأثير و تأثّري ميان آنها وجود داشته است ؟ و اصولاً آيا نارسي سيسم در تفكرات ماوراء طبيعي غربي يا در عرفان مسيحي به صورت سمبليك مطرح شده است يا خير؟آنچه بر بنده مسلم است اين است كه پل والري در قصيده قطعاتي از نرگس خود كه بر اساس قصه نارسيس از شاعر رومي اُويد سروده از جهاتي به عرفان شرقي نزديك مي شود، مثلاً آنجا كه نرگس به تصوير خود در آب مي گويد آه پيكر من ، پيكر عزيزم ، معبدي كه مرا جدا مي سازي از الوهيت من ،،،، مسئله حجاب تن را مطرح ساخته است ، و در همين قصيده در لحظه اي كه نرگس مي خواهد به نرگس ديگر (تصوير خود در آب ) نزديك شود، ناگهان بر اثر برخورد با سطح آب تصوير از ميان مي رود و اين شكست نرگس در به دست آوردن خويش ، چنانكه مفسّران فرانسوي قصيده نيز نوشته اند، نماد شكست خرد انساني در شناخت خويشتن است ، كه اين نيز با نظريه من عَرَف َ نفسه ،،، در عرفان شرقي قابل انطباق است ،به اميد روزي كه رساله دكتري ادبيات فرانسه خانم نگين دانشور در زمينه اسطوره نارسيس ،،، پايان يابد و چاپ و منتشر شود و پرتوي بر اين نقطه ابهام بيفكند، **