- نگار مي فروشم عشوه اي داد
- كه ايمن گشتم از مكر زمانه
-
واژه نامه
- ايمن :
جانب راست ، مبارك ، فرخـــنده
- عشوه :
فريــب ، ناز و غمزه
- نگار :
نـقـش و نـقـاشي ، معـشــــــوق
English Translation :
Me, the form of the wine-seller (the Murshid) gave a look,
First Mesra Translation:
That safe, from time's deceit, I became.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- معشوق مي فروش اشاره زيبائي به من كرد; كه از فكر و گرفتاري هاي روزگار آسوده شدم - تحت تأثير عشوه او مكر و فريب روزگار از يادم رفت ، **