- نهادم عقل را ره توشه از مي
- ز شهر هستي اش كردم روانه
-
واژه نامه
- عقل :
مقصود عقل عملـي است كه حاصل تجربه حـواس آدمي در برخورد با زندگاني است ، اين عقـل در نـــظرحافـظ از پـرواز به ماوراء الطــبـيعـــه نـــاتوان است
English Translation :
For (the sake of) wisdom, I placed road-provisions with wine;
First Mesra Translation:
Him (wisdom), to the city of intoxication, I sent travelling.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- براي عقل توشه راهي از شراب نهادم ; و از شهر هستي آن را روانه كردم ،دنباله بيت پيشين وباده نوشي صبحگاهي است ، مي گويد عقل را به وسيله شراب از وجود خود دور كردم - هم چنانكه مسافر به ميزاني كه در ره است براي خود توشه سفر پيش بيني مي كند منهم به ميزاني كه عقل بايد از وجودم دور شود، شراب نوشيدم ، **