- چه نقش ها كه برانگيختيم و سود نداشت
- فسون ما بر او گشته است افسانه
-
واژه نامه
- افسانه :
قصـه هـايـي كـه بـراي اطفـال مي گويند، سرگذشت و حكايت گذشتگان
- نقش :
تصوير، اثـــر، آلت بادي كوچكي بوده كه صداي پـــرنده را تـــــقـليد مي كرده ، مثــل تيــپـچه در شـــكار بـــلدرچــــــين
English Translation :
What plans we evoked and (none) had profit,
First Mesra Translation:
On her, our sorcery (of words) a (mere) tale became.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- چه تدبيرها كه به كار برديم و فايده اي نداشت ; افسون و حيله ما در نزد او مثل افسانه پوچ و بي اثر گشته است ، **