• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • خرد كه قيد مجانين عشق مي فرمود
  • به بوي سنبل زلف تو گشت ديوانه
واژه نامه
  • تو : از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
  • سنبل : خوشه ، نيز نام گل خوشه اي سياه رنگي است كه تشبيه زلف به سنبل در ادب فارسي بيشتر از آن جهت است
English Translation :
Wisdom, who bound those love-distraught;
First Mesra Translation:
By the perfume of the curl of thy tress, became distraught.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- عقل كه دستور مي داد ديوانگان عشق را به زنجير بكشند; از بوي سنبل زلف تو ديوانه شد،يعني عقل كه روندگان راه عشق در نظرش ديوانه مي آمدند، وقتي خودش بوئي از زلف معشوق شنيد چنان تحت تأثير آن قرار گرفت كه از هيجان ديوانه شد، **