- نرگس كرشمه مي برد از حد برون خرام
- اي من فداي شيوه چشم سياه حدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد'>تو
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- كرشمه :
اشاره با چـشم و ابرو، غمزه
English Translation :
(O beloved!) forth beyond limits the narcissus carrieth her (amorous) glance; move forth (and display thy glance that the narcissus may know thy worth):
First Mesra Translation:
O soul! (be) a sacrifice for the glance of the dark eye-- of thine!
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- اي آنكه من فداي روش چشم سياه تو گردم نرگس ناز و تفاخر را از حد بيرون برده ، از خانه بيرون بيا و بخرام ،خراميدن : راه رفتن به ناز و تكبر،مي گويد نرگس ناز و تفاخر مي كند، بيرون بيا تا نرگس از چشم سياه تو احساس شرم كند و دست و از ناز و كرشمه بردارد، **