- برخاست بوي گل ز در آشتي در آي
- اي نوبهار ما رخ فرخنده فال تو
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
(O beloved!) hath risen the perfume, of the rose; by the door of friendship come; (and union choose);
First Mesra Translation:
O fresh spring of ours! the auspicious face (is) the omen-- of thine.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- اي كسي كه چهره خوش يمن تو براي ما به مثابه آغاز فصل بهار است ; بوي گل بلند شد - فصل بهار شد - با ما از در دوستي و آشتي درآي ،نوبهار: آغاز فصل بهار، به معني گل و شكوفه تازه درخت نيز هست كه اين معني هم در بيت بي مناسبت نيست ، نيز اشاره به معبد نوبهار در بلخ دارد كه به زيبائي و فر و شكوه شهرت داشته و نمادي از اين معاني بوده است ، رياست اين معبد را خاندان برمك به عهده داشتند، انوري گويد:ساحتت آب قندهار ببرد صفتت بيخ نوبهار بكندفرخنده فال : چيزي كه به فال نيك بگيرند; و رخ فرخنده فال يعني چهره اي كه ديدن آن شگون و ميمنت داشته باشد، **