• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • صحن سراي ديده بشستم ولي چه سود
  • كاين گوشه نيست در خور خيل خيال تو
واژه نامه
  • تو : از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
  • خيال : گمـــان ، وهـــم ، هر صورتي كه از ماده ، مجرد باشد
  • خيل : اردوگاه ، لشگرگـــاه ، گروه اسبان ، گروه سواران ، قبيله ، طايفه
  • صحن : عرصه ، فضا، ساحت
English Translation :
The court-yard of the palace of the eye, I washed. But what profit?
First Mesra Translation:
Not fit is this retired corner for the troop of the fancy (of love)-- of thine.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- فضاي خانه چشم را شستم ، ولي چه فايده ; اين گوشه لايق فرود آمدن لشكر خيال تو نيست ،صحن : عرصه ، ساحت ،از خيال چنانكه پيشتر گفته ايم ، غالباً معناي شكل و تصوير خيالي معشوق مراد است ، تصويري كه از راه چشم وارد مُخَيّله مي شود،مي گويد ساحت خانه چشم خود را با اشك شست وشو كردم تا تصوير خيالي تو مثل مهمان عزيزي در آن فرود آيد، ولي چه فايده كه خانه چشم من قابل اين نيست كه خيالات تو در آن فرود آيند،به بيان روشن تر براي ديدن تو اشك بسيار ريختم ، اما حتي خيال تو هم به نظرم نيامد،گوشه چشم من زاويه محقّري است ، لايق ميزباني از تصوير خيالي تو نيست ، **