- چشم بد دور ز خال تو كه در عرصه حسن
- بيدقي راند كه برد از مه و خورشيد گرو
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- دور :
حركت دوراني ، گردش كواكب
- عرصه :
صـفحه شــطرنـج ، پهــــنه ، فـضاي مقــــابل خــانه
- گرو :
آنچه براي قــمار يا شرط مسابقـه و امثــال آن در ميان نهند و متـــعلق به برنده باشد
English Translation :
From thy mole, far the evil eye! For, on the chess-board of beauty,
First Mesra Translation:
It (thy mole) moved a pawn that, from the moon and the sun (the moles of the sky), the bet won.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- چشم بد از خال تو به دور باد، زيرا خال تو در عرصه شطرنج زيبائي ; پياده اي راند كه شرط بازي را از ماه و خورشيد برد،گرو: آنچه براي قمار يا شرط مسابقه و امثال آن در ميان نهند و آن متعلق به برنده باشد; گرو بردن : بردن شرط ، پيشي گرفتن ،به قرينه بيدق كه پياده شطرنج است ، عرصه نيز معني صفحه شطرنج مي دهد، مي گويد خال تو چنان زيباست كه در عرصه بازي با راندن يك پياده ماه و خورشيد را مات كرده - بر آنها غلبه نموده است ،حاصل معني اينكه خال تو صفحه صورتت را طوري زيبا كرده كه از ماه و خورشيد زيباتر شده است ،**