• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • به جان پير خرابات و حق صحبت او
  • كه نيست در سر من جز هواي خدمت او
واژه نامه
  • پير : مرشــد، راهــنما
  • جان : مايه حيات و زندگي
  • خدمت : بندگي ، تعظيم ، كرنش
  • خرابات : جايگــــاه اهل فســــق و رنــــدان و رانده شدگان از اجتماع است
  • صحبت : گفت و گو، مصاحبت
English Translation :
By the soul of the Pir of the tavern; and by (my) gratitude for the favour-- of his,
First Mesra Translation:
I swear) that, in my head, is naught save desire of service-- of his.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- به جان پير خرابات و حق ّهمنشيني او سوگند; كه غير از ميل خدمت به او فكري در سرم نيست ، **