- چو عندليب فصاحت فروشد اي حافظ
- تو قدر او به سخن گفتن دري بشكن
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- دري :
منسوب به در(دربار)، زبان فارسي كه در عهد ساسانيان رايج بود وپس از اسلام ، زبان رسمي ومتداول ايران گرديد
English Translation :
O Hafiz! when the Bulbul boasteth of eloquence,
First Mesra Translation:
Its worth, by uttering (the courtly) Dari, do thou-- shatter.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- حافظ ، وقتي بلبل به فصيح سخن گفتن خود فخر كند; تو با سخن گفتن به زبان دري مقام او را بشكن ،يعني سخن گفتن حافظ به زبان دري كه زبان همين غزلهاست ، چنان شيرين است كه وقتي آغاز گفتن كند ديگر كسي به آواز بلبل گوش نمي دهد و مقام خوشـگـويي بـلبل شكـسته مـي شـود،**