• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تا همه خلوتيان جام صبوحي گيرند
  • چنگ صبحي به در پير مناجات بريم
واژه نامه
  • پير : مرشــد، راهــنما
  • چنگ : ســـــازي از خانواده آلات موسيقــي رشته اي مطلق ، مـــــي نويسند كه چنگ از كمــــــان شكـارچيــان و رزم آوران به وجود آمده است و بعدها تارهاي بيشتري به آن افزوده شده و كاسه صوتـــي و ستـــــون سيم گير آن شكل هاي مختلفي به خود گرفته اند
  • صبوحي : باده اي كه هنگام صبح نوشند
English Translation :
Since the morning cup, all the Khilvatis take,
First Mesra Translation:
At the door of the Pir of the tavern, the harp of the morning,-- we take.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- براي اينكه همه اهل خلوت شراب صبوحي بنوشند; چنگي مناسب صبحگاه به در خانه پير مناجات ببريم ،چنگ صبحي مراد چنگي است كه به همراه باده صبوح مي نوازند، موسيقي صبحگاهي ،پير مناجات : پيري كه شب را به مناجات گذرانده است ،معني بيت اين مي شود كه به در خانه پير كه شب را به مناجات گذرانده است چنگي مي بريم تا اهل خلوت كه با پير محشورند با نواي موسيقي جام صبوحي بنوشند،چنگ صبحي گرچه از نظر نگارنده معناي روشني دارد كه گفته شد، اما چون مورد منازعه و تفسيرهاي متفاوتي قرار گرفته چيده چيده اي از نظرهاي گوناگون را در آن باره در زير مي آوريم ،پرتو علوي در بانگ جرس با استفاده از نظر استاد همائي مي نويسد: ،،، چنگ هم در ادوار گذشته يكي از آلات اعلام شوكت و قدرت و عظمت سلاطين و اخطار و انذار نوبتيان يعني كساني كه براي آگاهي مردم و توجه ايشان به دستور سلاطين در اوقات بامداد و ظهر و عصر و شام طبل و نقاره مي كوفتند بوده است ، ملاح در ردّ نظريه مذكور مي نويسد اين بنده مي پندارد كه چنگ صبحي يا چنگ صبوح به اعتبار سخن خود حافظ ، كنايه است از صراحي يا كوزه شراب كه گردني بلند داشته و به هنگام فرو ريختن شراب از گلوي آن آوائي شنيده مي شده كه حافظ جابجا آن را به غلغل تشبيه كرده است ، محمد پروين گنابادي در رد نظر ملاح مي نويسد: ،،، امّا درباره تعبير از معني چنگ و قائل شدن به معني مجازي صراحي براي كلمه ،،، پذيرفتن رأي و تعبير ايشان با قاعده لغت و سنت حقيقت و مجاز و فن بلاغت سازگار نيست و چنانكه خواهيم ديد هر چند در لغت كلمه غلغل به معني اي كه ايشان اراده كرده اند آمده است اما با چنگ به معني صراحي تركيب نشده است و حق نمي دهد، از اين رو چنگ را كنايه از صراحي دانستن در مصراع فوق خالي از تكليف نيست ،،، نظري كه پروين گنابادي مي دهد وارد است و براي ردّ نظر آقاي ملاح كافي است ، نظر استاد همائي هم كه مورد قبول پرتو علوي واقع شده صحيح به نظر نمي آيد، زيرا نوبت زدن بر در خانه پادشاهان با چنگ صبح ، كه به قرينه معني خود بيت و ابيات ديگري كه در اين زمينه هست ، از جمله :گرم ترانه چنگ صبوح نيست چه باك نواي من به سحر آه عذرخواه من استبايد نوائي لطيف و هم چون ترانه و آه سحر تغزلي و عاشقانه باشد، با طبل و نقاره كوفتن ربطي ندارد و قابل مقايسه نيست ، **