- پير ميخانه سحر جام جهان بينم داد
- واندر آن آينه از حسن تو كرد آگاهم
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- سحر :
افســون ، جـذابـيت و فـريـبـنـدگــي خـــاص
English Translation :
In the morning, the Pir of the wine-house (the perfect Murshid) me, the cup world-viewing (the heart pure of impurity of beholding other than God), gave;
First Mesra Translation:
And in that (world-viewing cup like a) mirror, me, informed of thy beauty, made.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- پير ميخانه هنگام سحر جام جهان بين به من داد; و در آن از زيبائي تو مرا آگاه ساخت ،مراد از جام جهان بين ، جام جمشيد است كه چنانكه گفته اند گوي يا آئينه اي بوده كه اسرار غيب در آن منعكس مي شده است ; و در ميان صوفيه نماد غيب نمائي و دوربيني است كه صفت دل عارف قرار مي گيرد، شاعر جام شراب را داراي همان صفات مي داند و معادل آن مي آورد،مي گويد وقتي پير ميخانه جام شراب به من داد اسرار جهان چنانكه در جام جهان بين منعكس مي شود در آن جام منعكس مي شود و از اين ط ريق مرا از حسن تو كه در كائنات منعكس است آگاه كرد - در حال سكر و بي خودي به اسرار الهي پي برد،**