- بسته ام در خم گيسوي تو اميد دراز
- آن مبادا كه كند دست طلب كوتاهم
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- طلب :
در لفت به معني خواسـتن است و در اصطـلاح صوفيه از مراحل نخستين سير الي الله اســت ، سالك ابــتدا بايد حس طلب را در وجــود خود بيدار كند و آنگاه آداب آن را فــرا گيرد
English Translation :
In the curl of thy (long) tress, my long hope, have I bound;
First Mesra Translation:
Be it not that my hand of search, short it (the tress) should make (cut)!
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- در خم زلف تو اميد بسيار بسته ام ; مبادا روزي گيسويت دست تمنّاي مرا از خود كوتاه كند - اميد مرا به يأس مبدل سازد، **