- سزد كز خاتم لعلش زنم لاف سليماني
- چو اسم اعظمم باشد چه باك از اهرمن دارم
-
واژه نامه
- خاتم :
انــگشــتري ، مهــر، نگيــن ، كنـــايه از دهـــان معشــوق
English Translation :
Of the seal-ring of his ruby lip, it is fit that a Sulaiman-like boast I should express:
First Mesra Translation:
When mine is the Ism-i-A'zam (the great name), of Ahriman, what fear (is it that)-- I have.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- جا دارد كه با داشتن خاتم لعل او لاف سليماني بزنم ; وقتي اسم اعظم در اختيار من است از اهرمن باكي ندارم ،مضمون بيت اشاره به داستان حضرت سليمان دارد كه اسم اعظم بر نگين انگشتري او نقش بود، و به تأثير آن جهان زير فرمان داشت ; اما ديو كه انگشتر را ربود به دليل نداشتن رمز اسم اعظم از ربودن انگشتر طرفي بر نبست و رسوا شد،دهان معشوق را به نگين انگشتري سليمان تشبيه كرده مي گويد از اينكه دهان سرخ چون نگين كوچك او را در اختيار دارم ، جا دارد خود را همچون سليمان پر شأن و شوكت بدانم ; زيرا داشتن اين خاتم لعل كه اسم اعظم بر آن نقش است مرا از بلاي اهرمن مصون مي دارد، هم چنانكه سليمان با دانستن اسم اعظم بر اهرمن پيروز شد،حاصل معني اينكه لب و دهن يار نگين انگشتر سليمان است ، وقتي در اختيار من باشد از مردم پليد و اهريمن صفت ترسي نخواهم داشت ،**