- نقش خيال روي تو تا وقت صبحدم
- بر كارگاه ديده بي خواب مي زدم
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- خيال :
گمـــان ، وهـــم ، هر صورتي كه از ماده ، مجرد باشد
- نقش :
تصوير، اثـــر، آلت بادي كوچكي بوده كه صداي پـــرنده را تـــــقـليد مي كرده ، مثــل تيــپـچه در شـــكار بـــلدرچــــــين
- وقت :
كيــفــيت و حــال ، هنگــام
English Translation :
Till morning-dawn, the picture of the fancy of thy face,
First Mesra Translation:
On the workshop of my sleepless eye,-- I dashed.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- تصوير خيالي روي تو را تا هنگام صبح ; در كارگاه چشم به خواب نرفته ترسيم مي كردم ،كارگاه ديده ، مراد دستگاه مخيّله است ، دستگاهي كه ديده هاي چشم را بازسازي مي كند، چنانكه در اين بيت آمده :خيال روي تو در كارگاه ديده كشيدم به صورت تو نگاري نه ديدم و نه شنيدممي گويد چشمم تا دم صبح به خواب نرفته بود و من در سراسر اين مدت بـيداري در مخـيله ام تصـوير تـو را مـي سـاختم - تو را در نظر مجسم مي كردم ، **