- بسوخت حافظ و آن يار دلنواز نگفت
- كه مرهمي بفرستم كه خاطرش خستم
-
English Translation :
Hafiz consumed; and that beloved, heart-cherishing, spake not,
First Mesra Translation:
Saying: " When his heart, I wounded, a plaister, I sent."
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- حافظ از غم و رنج سوخت و آن يار كه داعيه دلنوازي داشت نگفت ; كه چون قلب او را آزرده و مجروح كرده ام ، مرهمي هم برايش بفرستم ،مقصود اينكه يار دلنواز نگفت اكنون كه خاطرش را رنجـانـده ام سـخن محــبت آميزي هم براي التيام خاطر او بگويم ، **