- من كز وطن سفر نگزيدم به عمر خويش
- در عشق ديدن تو هواخواه غربتم
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
I, who in my life, chose not travelling from my native land,
First Mesra Translation:
In the love of seeing thee, desirous of travelling am.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- من كه در زندگي علاقه اي نداشتم كه از وطن خود سفر كنم ; در عشق ديدن روي تو حالا غربت را بر وطن خود ترجيح مي دهم ، **