- زآنجا كه فيض جام سعادت فروغ تو است
- بيرون شدي نماي ز ظلمات حيرتم
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- ظلمات :
تاريكي ها، بنا بر مشــهور چشـــمه آب حيات در ظلمات است و تــنها خضر پـــيامبر راه وصول به آن را مي دانـــد
- فيض :
بسيــار شدن آب چنــدان كه روان گردد، بخشش و عطــا، نيز القــاء امــري است كه در قلب به طريــق الهــام بدون تحمل زحمت و كسب و اكتســاب
English Translation :
(O perfect Murshid!) from that place, where is the (common) bounty of the cup of happiness of thy splendour,
First Mesra Translation:
From the Zulmat of astonishment, me the path of going out,-- show.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- از آنجا كه فيض جام تو كه فروغ سعادت از آن مي درخشد اقتضا دارد: راهي براي خارج شدن از تاريكيهاي حيرت به من نشان بده ،بيرون شد: بيرون شدن ، راه خروج ،حيرت : سرگردان گشتن و در اصطلاح تصوف حالتي است در دل عارفان در وقت تأمل و تفكر، حالت سرگشتگي كه مانع از تأمل و تفكر ايشان مي گردد،مي گويد در تاريكي حيرت گرفتارم ، تو با نور جام خود راه خارج شدن از تاريكي را به من نشان بده ،از ساقي عارفان مي خواهد كه با فيض جام او را از حيرت برهاند تا بتواند به تأمل و تفكر خود ادامه دهد، يعني عارف در حال سكر و بيخودي مي تواند از عالم حيرت خارج شود و طي مراحل نمايد، وگرنه دچار حيراني خواهد شد، **