- بنشين بر لب جوي و گذر عمر ببين
- كاين اشارت ز جهان گذاران ما را بس
-
English Translation :
On the marge of the (passing) stream, sit; and the passing of life, behold:
First Mesra Translation:
For this example of the passing world (is)-- for us enough.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- بر لب جوي بنشين و گذر عمر را ببين ; و همين اشاره از جهان گذران براي ما كافي است ،بيت از جهت داشتن تجسّمي محسوس از گذران عمر چنان دلنشين افتاده كه ميان فارسي زبانان صورت مثل سائر يافته است ، درباره اين بيت دو نكته از دو استاد خود در خاطر دارم كه نقل آن شايد خالي از فايده اي نباشد، يكي از جلال همائي و ديگري از مجتبي مينوي كه روان هر دو شاد باد،همائي مي گفت صورت صحيح بيت اين است : بر لب جوي بنشين و گذر آب ببين و اين واقعيت است ، چون آدم وقتي لب جو مي نشيند گذر آب را مي بيند نه گذر عمر را، و گذر آب ما را متوجه گذشت جهان مي كند،مينوي مي گفت : گذر عمر ببين صحيح است زيرا شعر هميشه بايد ميداني براي تخيل و حركت فكر به آدم بدهد، مي گويد بر لب جوي بنشين ، گذر آب را كه ديدي با گذر عمر مقايسه كن ، تا با اين مقايسه گذر عمر و جهان بر تو روشن شود، اين مقايسه ذهني همان فضاي خالي است كه شاعر براي حركت فكر خواننده به وجود آورده است ،حاصل معني بيت اينكه لب جوي بنشين و گذشتن آب را نگاه كن ، و توجه داشته باش كه عمر تو نيز مانند اين آب پيوسته در حال گذشتن است و اين اشاره مقياسي است براي همه جهان كه فاني و در حال گذر است ; كه البته منطبق است با نظر مينوي ، **