• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • فرشته عشق نداند كه چيست اي ساقي
  • بخواه جام و گلابي به خاك آدم ريز
واژه نامه
  • ساقي : در لغت كسي است كه آب يا باده دهد و در اصطلاح تصوف كـــنايه است از حق تعالي كه باده عشـــق و محبت خود به عاشقان خود دهد و ايشان را محو و فاني گرداند
English Translation :
In thanks for that that, in beauty, thou tookest from the (glorious) angel the ball of superiority,
First Mesra Translation:
The cup, demand; and on Adam's dust, a little water sprinkle.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- اي ساقي ، فرشته نمي داند عشق چيست ; جامي بخواه و از آن قط راتي بر خاك آدم بريز،فرشته عشق نداند اشاره دارد به مفهوم آيه اِنا عَرَضنا،،، به گفته دكتر مرتضوي بيت فوق نيز فرشته عشق نداند كه چيست تفسير شاعرانه فَاَبَين َ اَن يَحمِلنَها وَ اَشفَقن َ مِنها است و بخواه جام و گلابي به خاك آدم ريز تعبيري از و حَمَلَهَا الانسان ُ مي باشد،توضيحاً متذكر مي شود كه عرض امانت به فرشتگان و ارواح آسماني درسماوات مستتر است ، و چنين است كه مي گويد فرشته موجود آسماني است ، و چون آسمان از پذيرفتن بار امانت - به علت نداشتن عشق - ابا كرده پس فرشته نمي داند كه عشق چيست ،نيز گفته اند كه عشق خاصيت موجودات خاكي است و چون فرشتگان از آتش آفريده شده اند عشق نمي دانند، و تعبير محسوس و مادي آن اينكه چون فرشتگان همه از يك جنس اند و نر و ماده ندارند از عشق بي خبرند، چنانكه آيه 91 از سوره زخرف (34) به اين معني اشاره دارد: وَ جَعَلُوا المَـلائِكَة َ الّذين َ هُم عِبادُ الرّحمن ِ اِناثاً اَشَهِدُوا خَلقَهُم سَتُكتَب ُ شَهادَتُهُم وَ يَسئلُون َ،و گلابي به خاك آدم ريز، به رسم آب بر گور مرده ريختن اشاره دارد،در ضبط مصراع دوم اختلافي وجود دارد بدين معني كه پاره اي نسخ به جاي گلابي ، شرابي به خاك آدم ريز آورده اند و بعضي از اديبان معاصر اين صورت را صحيح دانسته اند و گلابي را به كلي بي معني ، از جمله علي دشتي در نقشي از حافظ ، آنجا كه حافظ قزويني را نقادي مي كند مي نويسد ،،،اگر بنا باشد گلاب بر خاك آدم بريزند ديگر چرا ساقي را بخوانند؟ ساقي شراب دارد نه گلاب ، اگر گلاب لازم بود به يكي از مباشرين مجلس ترحيم يا عمله موتي خط اب مي شد، وانگهي در جام هميشه شراب است نه گلاب ، گلاب را در گلاب پاش مي ريزند،امّا اشتباه دشتي از اين جا ناشي مي شود كه گلاب را در بيت به معني گلاب واقعي گرفته در صورتي كه بايد به اصط لاح گلاب ريختن يا گلاب زدن توجه كرد كه به معني پاشيدن اندكي آب يا مايع ديگر است ، به همان نحو كه گلاب را به صورت مي زنند: گلاب پاش كردن ، و اين ط رز استعمال مكرر در حافظ آمده است :به روي ما زن ساغر گلابي كه خواب آلوده ام اي بخت بيدارو يا:گرفته ساغر عشرت فرشته رحمت ز جرعه بر رخ حور و پري گلاب زدهكه در هر دو بيت فوق گلاب از ساغر زدن به معني شراب را مثل گلاب از ساغر پاشيدن آورده است ، از تركيب دو رسم آب يا گلاب بر گور مرده پاشيدن براي تيمن ، و شراب بر خاك ريختن ، گلابي به گور پاشيدن را ساخته ، به ساقي مي گويد فرشته اهل عشق نيست ، از او ياد مكن ، با پاشيدن شراب بر گور آدم از او ذكر خيري كن ، آمرزشي براي روح او بط لب ، زيرا آدم است كه اهل عشق و شايسته اين تكريم است ، خواه عشق را عرفاني بدانيم و خواه جسمي و انساني ، **