- پرتو روي تو تا در خلوتم ديد آفتاب
- مي رود چون سايه هر دم بر در و بامم هنوز
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
In my Khilvat, a ray (of splendour) of thy face, the (resplendent) sun beheld:
First Mesra Translation:
Momently, like the shadow, to my door and roof, he (the sun) goeth-- yet.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- از وقتي كه آفتاب فروغ روي تو را در كنج خلوت من ديد; مثل سايه گريزان شده و هنوز هر لحظ ه از در و بام من بالا مي رود،سايه به علت حركت دائمي خود در تصور شاعر صفت گريزان دارد، و آفتاب هم كه ملازم سايه است ط بعاً داراي صفت است ، اما علت گريزان بودن آفتاب اين است كه پرتو روي محبوب را در خلوت شاعر ديده ، در برابر آن احساس شرم و حقارت كرده ، و مثل سايه از بالاي در و بام مي گريزد، **