- در لب تشنه ما بين و مدار آب دريغ
- بر سر كشته خويش آي و ز خاكش برگير
-
واژه نامه
- مدار :
دور زدن ، گـــردش كردن ، آنـــچه شيـــئي بر آن مي گردد
English Translation :
At our thirsty lip, look; and (from it), water withhold not:
First Mesra Translation:
To the head of thy slain one (thy lover), come; and him, from this dust (of contempt) up-- take.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- به لب ما كه تشنه است نگاه كن و آب را از آن دريغ مدار; بر سر كسي بيا كه از عشق تو كشته شده و به خاك افتاده ، او را از خاك بردار،يعني لب ما تشنه بوسه توست آن را سيراب كن ; كشته عشق تو هستيم و بر خاك افتاده ايم ، بيا ما را از خاك بردار; با بوسه خود جان ببخش و از خاك بلند كن ، **