• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • سينه گو شعله آتشكده فارس بكش
  • ديده گو آب رخ دجله بغداد ببر
English Translation :
Tell the heart: " (By thy own great fire), slay (quench) the flame of the (great) fire-temple of Fars; "
First Mesra Translation:
Tell the eye: " (By thy great weeping), lustre from the face of the mighty Tigris of Baghdad-- take."
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- سينه را بگو شعله آتشكده فارس را بكشد; چشم را بگو آبروي دجله بغداد را ببرد،آتشكده فارس از عبادتگاههاي معروف زردشتيان بوده است ، به تعريف دكتر معيـن در مزديسنـا و ادب پـارسي آتشـكده اي است كه در شهر استخر فارس بود و يكي از سه آتشكده ط راز اول محسوب مي شده : 1)آتشكده آذر گشسب 2) آتشكده آذر بُرزين مهر 3) آتشكده فارس ، و مي افزايد خواجه حافظ از اين جهت در اين بيت آتش سينه خود را با آتش آتشكده فارس مقايسه كرده كه اين آتشكده به عدم خاموشي نامبردار بوده است ، نيز گويد كه هنگام ولادت پيغمبر رود ساوه خشكيده و آتشكده فارس خاموش شده ، كه اينها از علائم مُنذِرات بوده است ،آب رخ : آبرو و حيثيت ،حاصل معني اينكه به سينه بگو چنان بسوزد كه شعله آتشكده فارس - كه جاويد و نمردني است - در برابر آن از شرم و حقارت بميرد و چشم را بگو آنقدر اشك بريزد كه دجله بغداد در برابر آن شرمسار گردد،**