- اينش سزا نبود دل حق گزار من
- كز غمگسار خود سخن ناسزا شنيد
-
واژه نامه
- دل :
سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
- غمگسار :
آنچه غم را ببرد، دوست
- ناسزا :
رفـتار ناشايـسـته ، سـخن ناشايـسـته
English Translation :
My heart, thank-offering,-- for it, this was not fit,
First Mesra Translation:
That, from its own grief-consoler, unfit words it-- heard.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- دل من كه حق گزار و وفادار است مستحق اين نبود; كه از دوست غمگسار خود سخن ناسزا بشنود،غمگسار: آنكه مصاحبتش غم از دل مي برد،ناسزا: ناصواب ، غير مستحق ،مي گويد دل من كه حق شناس و با محبت بود از يار غمگسار خود سخن ناصواب و خلاف ِ انتظار شنيد، حال آنـكه دوسـت غمـگسار عـلي القـاعده مصاحبـتش بايد غم از دل ببرد، نه اينكه سخني بگويد كه سزاوار نيست و مايه غم و رنج شود، **