- چو آفتاب مي از مشرق پياله برآيد
- ز باغ عارض ساقي هزار لاله برآيد
-
واژه نامه
- ساقي :
در لغت كسي است كه آب يا باده دهد و در اصطلاح تصوف كـــنايه است از حق تعالي كه باده عشـــق و محبت خود به عاشقان خود دهد و ايشان را محو و فاني گرداند
- هزار :
هزاردســــتان ، سار سياه كه چـنانكه معروف است نـــغمه پرندگان ديگر را تـقليد مي كند و از آن جهت آن را هزاردســــتان گفــــته اند
English Translation :
When from the east, the cup (the holy traveller's existence) the sun of wine (of love)-- cometh up.
First Mesra Translation:
From the garden of the cheek, of the Saki (the Murshid),many a tulip (of fershness)-- cometh up.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- وقتي مي ، مانند خورشيد، از مشرق پياله طلوع مي كند; از باغ چهره ساقي هزار لاله مي رويد،مشرق : محل طلوع خورشيد،مي را به سبب رنگ و درخشندگي آن به آفتاب تشبيه كرده ، و چون جاي بر آمدن آفتاب مشرق است ، پياله را كه جايگاه مي است مشرق ناميده ، مي گويد وقتي مي مثل آفتاب كه از شرق نورافشاني مي كند، از پياله طلوع كند، در باغ گونه هاي ساقي هزار لاله شكفته مي شود،و رابطه طلوع آفتاب مي با برآمدن لاله از چهره ساقي اينكه : مثل آفتاب كه سبب ِ رُستن و شكفتن لاله در باغ مي شود، مي سبب شكفته شدن لاله چهره ساقي مي شود - انعكاس مي بر چهره ساقي آن را لطيف تر و زيباتر مي كند، **