- از كيمياي مهر تو زر گشت روي من
- آري به يمن لطف شما خاك زر شود
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
From the alchemy of love for thee, my (dusty) face became ruddy gold;
First Mesra Translation:
Yes; by the happiness of thy grace, dust, gold-- should be.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- بر اثر كيمياگري عشق تو روي من مثل طلا زرد شد; چنين است ، به بركت لطف شما خاك به طلا مبدل مي شود،كيميا، كلمه يوناني است بمعني مكر و حيله و اصطلاحاً اطلاق مي شود، بر علمي كه به وسيله آن مي توان مس را به طلا و قلع را به نقره تبديل نمود، نيز ماده مكملي كه در نتيجه اين علم به دست مي آيد و سبب تبديل ماده معدني به ماده كامل تر از آن مي شود، مرادف اكسير،روي خود را به مناسبت زردي از غم عشق به خاك تشبيه كرده ، و با توجه به اين عقيده قدما كه به وسيله كيمياگري فلزات پست را مي توان به طلا مبدل ساخت ، مي گويد اگر كيميا مس را به زر مبدل مي كند، كيمياي عشق تو خاك را به زر مبدل مي سازد، پس رنگ چهره خود را ابتدا به خاك و سپس به طلا تشبيه مي كند و به طعنه مي گويد بر اثر كيمياگري لطف شماست كه اين خاك به طلا مبدل شده است ـ رويم از آنچه بوده زردتر شده است ، **