- به دور گل منشين بي شراب و شاهد و چنگ
- كه همچو روز بقا هفته اي بود معدود
-
واژه نامه
- چنگ :
ســـــازي از خانواده آلات موسيقــي رشته اي مطلق ، مـــــي نويسند كه چنگ از كمــــــان شكـارچيــان و رزم آوران به وجود آمده است و بعدها تارهاي بيشتري به آن افزوده شده و كاسه صوتـــي و ستـــــون سيم گير آن شكل هاي مختلفي به خود گرفته اند
- دور :
حركت دوراني ، گردش كواكب
- شاهد :
در لغت به معني گـــواه ، محبوب ، معشوق است ، لفظ شــاهد به معني زيباروي در مصطلحات صوفيــان از اين عقيده سرچشمه گرفته است كه زيبارويان گواه و دليـــل جمـــال حق تعـــالي فرض شده اند
English Translation :
In the rose-season, sit not without wine, and the mistress, and the harp:
First Mesra Translation:
For like time As permanency is marked (only) a week.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- در وقت گل ـ فصل بهار ـ بدون شراب و دلبر و چنگ منشين ; زيرا عمر گل مانند عمر آدمي چند هفته اي بيش نيست ،بقاءِ: زيستن ، عمر،معدود: شمرده شده ، قليل ; هفته اي معدود: چند هفته اي ،مي گويد روزهاي عمر شمارش شده است ، حساب شده است نه بي حساب ، پس فصل گل را بي شراب و شاهد و موسيقي مگذران ، **