- عذري بنه اي دل كه تو درويشي و او را
- در مملكت حسن سر تاجوري بود
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- دل :
سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
English Translation :
O heart! establish an excuse. For thou art a beggar; and here,
First Mesra Translation:
In the kingdom of beauty, the head of a crowned one-- was.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- اي دل عذري را [از معشوق ] بپذير زيرا تو درويشي و او در كشور حسن داعيه سلطنت داشت ،عذر نهادن : عذر آوردن ،يعني اگر او به تو توجه نداشت عذرش را بپذير، **