- تنها نه ز راز دل من پرده گويند، از پرده برون شدن يعني بي قرار شدن ، شيدا شدن'>پرده برافتاد
- تا بود فلك شيوه او پرده گويند، از پرده برون شدن يعني بي قرار شدن ، شيدا شدن'>پرده دري بود
-
واژه نامه
- پرده :
به رشته هايي كه بر دسته سازها بسته مي شود پرده گويند، از پرده برون شدن يعني بي قرار شدن ، شيدا شدن
- پرده :
به رشته هايي كه بر دسته سازها بسته مي شود پرده گويند، از پرده برون شدن يعني بي قرار شدن ، شيدا شدن
- دري :
منسوب به در(دربار)، زبان فارسي كه در عهد ساسانيان رايج بود وپس از اسلام ، زبان رسمي ومتداول ايران گرديد
- دل :
سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
- فلك :
مجموع آسمان ، سپـهر
English Translation :
Not only from my heart's mystery, fell the screen:
First Mesra Translation:
Since the sky (time) was, screen-rending its habit-- was.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- نه فقط از راز دل من پرده فرو افتاد ـ راز دل من آشكار شد ـ تا روزگار بوده رسم و روش او بر ملا كردن اسرار بوده است ،يعني فلك محبوب را از چنگ من ربود، و من را به شكوه و شكايت واداشت و راز دل من را آشكار كرد، **