• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • تنها نه ز راز دل من پرده گويند، از پرده برون شدن يعني بي قرار شدن ، شيدا شدن'>پرده برافتاد
  • تا بود فلك شيوه او پرده گويند، از پرده برون شدن يعني بي قرار شدن ، شيدا شدن'>پرده دري بود
واژه نامه
  • پرده : به رشته هايي كه بر دسته سازها بسته مي شود پرده گويند، از پرده برون شدن يعني بي قرار شدن ، شيدا شدن
  • پرده : به رشته هايي كه بر دسته سازها بسته مي شود پرده گويند، از پرده برون شدن يعني بي قرار شدن ، شيدا شدن
  • دري : منسوب به در(دربار)، زبان فارسي كه در عهد ساسانيان رايج بود وپس از اسلام ، زبان رسمي ومتداول ايران گرديد
  • دل : سرچشـــمه جريـــان خون در بــدن است
  • شيوه : راه و روش ، حيله
  • فلك : مجموع آسمان ، سپـهر
English Translation :
Not only from my heart's mystery, fell the screen:
First Mesra Translation:
Since the sky (time) was, screen-rending its habit-- was.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- نه فقط از راز دل من پرده فرو افتاد ـ راز دل من آشكار شد ـ تا روزگار بوده رسم و روش او بر ملا كردن اسرار بوده است ،يعني فلك محبوب را از چنگ من ربود، و من را به شكوه و شكايت واداشت و راز دل من را آشكار كرد، **