- يك دو جامم دي سحرگه اتفاق افتاده بود
- واز لب ساقي شرابم در مذاق افتاده بود
-
واژه نامه
- افتاده :
فروتـــن ، مـــتواضع
- افتاده :
فروتـــن ، مـــتواضع
- ساقي :
در لغت كسي است كه آب يا باده دهد و در اصطلاح تصوف كـــنايه است از حق تعالي كه باده عشـــق و محبت خود به عاشقان خود دهد و ايشان را محو و فاني گرداند
English Translation :
In the morning-time, me the opportunity of drinking one or two cups (of manifestations of glories)-- had befallen:
First Mesra Translation:
And into my palate from the lip of the Saki (whose quality is discourse), wine delight-giving-- had fallen.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- سحرگاه ديروز چنين اتفاق افتاد كه يكي دو جام بزنم ; و از لب ساقي مزه شراب را در كام خود احساس كنم ،در مذاق افتاده بود: به ذائقه ام خوش آمده بود،آنچه از لب ساقي مي تواند بعد از يك دو جام ذائقه شاعر را شيرين كند بوسه است ، و اين بوسه معمولاً آن شيريني است كه شاعر چاشني شراب خود مي كند، در اين بيت مي گويد بوسه ساقي سبب شده بود كه شراب به ذائقه من خوش بيايد، مزه كند، **