- خلاص حافظ از آن زلف تابدار مباد
- كه بستگان كمند تو رستگارانند
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
(O true beloved!) free of that twist-possessing tress, Hafiz be not:
First Mesra Translation:
For, free (from evilness, from grief, and from attachment to any one), those bound to thy girdle-- are.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- حافظ از آن زلف پيچ و تابدار هرگز آزاد ـ خلاص ـ نشود; زيرا آنها كه در كمندتواسير مي شوندبه رستگاري رسيده اند،يعني اسارت در زلف تو خود رستن از گرفتاريهاي حيات است ، پس آرزو دارم كه از اين كمند رها نشوم ، **