- چون من گداي بي نشان مشكل بود ياري چنان
- سلطان كجا عيش نهان با رند بازاري كند
-
واژه نامه
- بازاري :
منســـوب به بازار، مبـــتذل
- رند :
زيرك ، لاابـالي ، بي قيد به آداب و رسوم عمومي و اجتماعي ، كســـي كه بي توجه به جو ومحيط حداكثر بهره را از حيات گذرا برگيرد
English Translation :
A beggar, void of mark, like me! A friend (God) like that was difficult to (obtain):
First Mesra Translation:
Hidden pleasure with the common bazar-haunter, where doth the (great) Sultan-- make?
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- براي گداي بي نام و نشاني مانند من ، داشتن چنان ياري مشكل است ; پادشاه كي با آدم لاابالي بي مقدار عيش محرمانه اي خواهد داشت ،بــازاري : منسوب به بازار، مبتذل ،در مصراع اول حرف اضافه براي قبل از چون من محذوف است ،**