- گفتم گره نگشوده ام زآن طره تا من بوده ام
- گفتا منش فرموده ام تا با تو طراري كند
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- طراري :
دزدي ، حيله گري ، جيب بري
English Translation :
I said: "So long as I have been (thy lover), I have not loosed a knot from that (thy) tress:"
First Mesra Translation:
He said: " I have ordered it (the tress). With thee, readiness (in having its knots unloosed) it shall-- make."
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- گفتم كه تا من زنده ام گرهي از زلف تو نگشوده ام ; گفت من به زلف خود دستور داده ام با تو فريبكاري كند،طـراري : دزدي ، حيله گري ، جيب بري ،حركات زلف را بر اثر باد به طراري و حيله گري آن تعبير كرده است كه از دست عاشق مي گريزد، مي گويد: گفتم از وقتي كه من زنده ام موفق نشده ام كه دستي به زلف ببرم و پيچ و تاب آن را باز كنم ، گفت : من به او دستور داده ام كه با حيله گري از چنگت بگريزد و تسليمت نشود، **