• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • حاليا عشوه ناز تو ز بنيادم برد
  • تا دگر باره حكيمانه چه بنياد كند
واژه نامه
  • تو : از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
  • حاليا : اكنون
  • عشوه : فريــب ، ناز و غمزه
English Translation :
Now, me from foundation, love's glance for thee hath taken:
First Mesra Translation:
Let us see, again, what thy sage-like thought-- maketh.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- حالا عشوه و دلربائي تو مرا بي قرار ساخت ; تا ببينيم بار دگر اين عشوه گري از روي عقل و تدبير چه فكري براي من خواهد كرد، **