- آسمان بار امانت نتوانست كشيد
- قرعه كار به نام من ديوانه زدند
-
English Translation :
The load of deposit (of love and of divine knowledge), the (lofty) sky could not endure:
First Mesra Translation:
In the name of helpless me, the dice of the work (of deposit of love), they-- cast.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- آسمان نتوانست بار امانت را بكشد; قرعه اين كار را به نام من ديوانه زدند،معني كلي بيت و به خصوص بار امانت اشاره دارد به آيه 27 از سوره احزاب (33) اَنا عَرَضنَا الامانَة َ عَلَي السَموات ِ وَ الارض ِ وَ الجِبال ِ فَاَبَين َ اَن يَحمِلنَها وَ اشَفَقن َ مِنها وَ حَمَلَها الانسان ِ اِنَه ُ كان َ ظَلُومَاً جَهُولاً (ما بر آسمانها و زمين و كوههاي عالم عرض امانت كرديم همه از تحمل آن امتناع ورزيده و انديشه كردند تا انسان (ناتوان ) بپذيرفت و انسان هم (در اداء امانت ) بسيار ستمكار و نادان بود)،از آنجا كه بار امانت مسلماً به الامانه در آيه مذكور اشاره دارد، به روشن كردن مفهوم اين كلمه مي پردازيم كه به روشن شدن معني بيت و بسياري از ابيات ديگر حافظ كمك مي كند، در تفسير آن بسيار اختلاف كرده اند و مناسب تر آنكه سخن استاد مرتضوي را نقل كنيم كه دقيق و جامع و مربوط به همين بيت است ، مي نويسد آنانكه مي خواهند زر تمام عيار شاعرِ شيراز را به معيار سنت و شريعت بسنجند امانت را به عقل و كلمه توحيد و عدالت و امامت و ولايت و امر و نهي و طاعت خدا و رسول تفسير مي كنند و گروهي امانت را صوم و صلاة يا قرآن يا حروف تهجي مي پندارند، و بالاخره آنانكه در كشف ِ حقيقت اشعار سخن سراي نادره گفتار محكي جز محك عشق و محبت و شوريدگي و شيدائي نمي شناسند امانت را كنايت از عشق مي گيرند،و جاي ديگر مي نويسد آنچه در مورد اين بيت قابل تعمق است نتوانست كشيد مي باشد كه در برابر اَبَين َ ان يَحمِلنَها آمده در حاليكه ترجمه اَبين َ خودداري كردند و اباء نمودند بايد باشد، صورت مؤدبانه نتوانست كشيد در ترجمه اَبين َ كه در شعر حافظ ديده مي شود از تلخيص مرصاد العباد شيخ نجم الدين رازي برداشته شده است و عبارت او اينست و چون در نبات ارواح نوراني حرارتي كه پايه محبت است و كدورتي كه خمير مايه تواضع و عبوديت است اندك بود و به كمال نبود بار امانت معرفت نتوانست كشيد و در قطره آب و گل حيواني كه صفا و نورانيت به كمال نبود باز بار امانت نتوانست كشيد، مجموعه مي بايست از هر دو عالم روحاني و جسماني كه ،،، تا بار امانت را مردانه و عاشقانه در دوش جان كشد، و معلوم است كه شيخ ابين را به نتوانست تأويل و تفسير كرده و خواجه نيز پيروي فرموده است ، شيخ نيز امانت را به معرفت و عشق تفسير كرده است ،پس آنچه از تعبير عرفاني اَلاَمانة در آيه برمي آيد اينكه عارفان امانت را به عشق تعبير كرده اند به اين معني كه عشق امانت پروردگار است در نزد بنده براي كشف حقيقت الهي و نظر خواجه در بيت به همين معني است ، نظر سعدي در ابيات زير نيز به همين آيه است :من آن ظلوم جهولم كه اولم گفتيچه خواهي ازضعفااي كريم وازجهالمـرا تحـمل بـاري چگونه دست دهدكه آسمان وزمين برنتافتندوجبالحاصل تعبير آيه آنكه چون لازمه عشق شناخت جمال و لازمه شناخت آگاهي و معرفت است ، آسمان و كوهها نتوانستند امانت عشق را بپذيرند و محرم عشق الهي گردند زيرا با اينكه عظمت داشتند نيروي درك و تميز براي كسب معرفت نداشتند، اين مسئوليت به انسان واگذار شد كه نيروي درك و معرفت داشت ،پس خلاصه معني بيت اينكه : آسمان و جبال امانت عشق الهي را نتوانستند تحمل كنند و آدم نامزد اين مقام گرديد، **