- چون مي از خم به سبو رفت و گل افكند نقاب
- فرصت عيش نگه دار و بزن جامي چند
-
واژه نامه
- نقاب :
پـارچــــه اي كه بوسيــــله آن روي خود را بـپـوشــانـند
English Translation :
Since from the jar, wine hath gone into the flagon; and the rose hath cast its veil,
First Mesra Translation:
Preserve the opportunity of ease; and drink-- some cups (of wine).
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- وقتي شراب از خم به سبو ريخته شد و گل از نقاب غنچه بيرون آمد; فرصت را براي خوشگذراني مغتنم شمار و چند جامي بزن ،شراب كه رسيده مي شد آن را از خم به سبو مي ريختند و سبوكشان ، سبوها را از زيرزمين به مجلس مي آوردند،و گل افكند نقاب يعني گل پرده از چهره برداشت ـ شكفته شد، **