- حسب حالي ننوشتي و شد ايامي چند
- محرمي كو كه فرستم به تو پيغامي چند
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
English Translation :
Thou wrotest not the account of thy state; and, passed-- some time:
First Mesra Translation:
Where a confidant so that to thee, I may send-- some message?
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- شرح حالي از خود براي ما ننوشتي و زماني گذشت ; رازداري كو كه پيامهائي برايت بفرستم ،حسب حال : شرح حال ، شرح ماوقع ،**