- حاجت مطرب و مي نيست تو برقع بگشا
- كه به رقص آوردم آتش رويت چو سپند
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- مطرب :
به طــــــرب درآورنده ، كســـي كه نواخـتن ساز و خواندن آواز شــــغل او باشـــد، مغــــني
English Translation :
Need of the minstrel and of wine is none. Lift thou the veil
First Mesra Translation:
That the fire of thy (resplendent) face may bring me, like rue, to dancing.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- نياز به مي و مطرب نيست ، تو روبند از صورت باز كن ; تا آتش رويت مرا مثل دانه اسپند به رقص آورد،برقع : روبند،جهش دانه اسپند را بر روي آتش به حالت رقص تشبيه كرده ، مي گويد براي اينكه به رقص بيايم ، نيازي نيست باده بنوشم و ساز و آوازي بشنوم ، وقتي تو روي خود را باز كني شوق ديدن آن رو، كه مثل آتش سرخ و پرحرارت است ، مرا مثل دانه اسپند بر روي آتش به رقص مي آورد،**