- هر نقش كه دست عقل بندد
- جز نقش نگار خوش نباشد
-
واژه نامه
- عقل :
مقصود عقل عملـي است كه حاصل تجربه حـواس آدمي در برخورد با زندگاني است ، اين عقـل در نـــظرحافـظ از پـرواز به ماوراء الطــبـيعـــه نـــاتوان است
- نقش :
تصوير، اثـــر، آلت بادي كوچكي بوده كه صداي پـــرنده را تـــــقـليد مي كرده ، مثــل تيــپـچه در شـــكار بـــلدرچــــــين
- نقش :
تصوير، اثـــر، آلت بادي كوچكي بوده كه صداي پـــرنده را تـــــقـليد مي كرده ، مثــل تيــپـچه در شـــكار بـــلدرچــــــين
- نگار :
نـقـش و نـقـاشي ، معـشــــــوق
English Translation :
Every picture that reason's hand depicteth,
First Mesra Translation:
Save the picture of the (living beauteous) idol-- is not pleasant.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- هر تصويري كه با دست عقل نقش شود; غير از تصويري كه از معشوق نقش مي كند زيبا نيست ،مراد اينكه از ميان آرزوهائي كه از نظر گاه عقل تصوير مي شود، هيچكدام به جز آرزوي داشتن معشوق جذاب نيست ،كلمات نقش ، دست ، نگار، كه در بيت به كار رفته از اصطلاحات نقشبندي با حنا يا خالكوبي روي دست اند; و به وجه ايهام تناسب آمده اند، يعني تنها يادآور اين معني هستند بي آنكه در اصل معني دخيل باشند، **