- جان علوي هوس چاه زنخدان تو داشت
- دست در حلقه آن زلف خم اندر خم زد
-
واژه نامه
- تو :
از ضماير سمبليك حافظ است كه گاه فقط با يك معشوق زنده و زيـبا از نوع انسان ، وگاه با خداي عرفاني ــ اصل وحدت وجود ــ قـابل انطباق است ، و گاه مستعار بديع و گسترده اي است كه هردو مفهوم را در بر مي گيرد
- حلقه :
دايـــره ، انجمـــن و مجلس ، مجلـس دوستـــانه كه گرد يكديگر بنشــينند
English Translation :
The desire of thy chin's dimple (thy mysteries) possessed the lofty soul:
First Mesra Translation:
At the ring of that tress, curl within curl, (his) hand, he-- dashed.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- جان آسماني هوس داشت كه به چاه زنخدان تو برسد; ناگريز در حلقه زلف خم اندر خم تو دست زد،چاه زنخدان گودي چانه است و كنايه از نقطه و جاذبه حسن ،با در نظر گرفتن اينكه براي رسيدن به عمق چاه و رسيدن به آب با طنابي كه به صورت نردباني درآمده در چاه فرو مي رفتند، جمال را به آب گوارائي در عمق چاه تاريك ، و زلف را به چنين نردباني خم اندر خم تشبيه كرده ، مي گويد جانم كه گوهر آسماني بود مي خواست به عمق چاه زنخدان تو برسد ـ به آب زلال معني برسد ـ در زلف حلقه حلقه تو كه از دو سوي گونه در اين چاه آويخته بود دست زد،زلف در اصطلاح عرفا نماد كثرت و تيرگي مسائل است در مقابل وحدت ، و حاصل معني اينكه : براي رسيدن به نكات و معاني الهي به عرفا متوسل شدم ، **