- عفا الله چين ابرويش اگر چه ناتوانم كرد
- به عشوه هم پيامي بر سر بيمار مي آورد
-
واژه نامه
- چين :
پيـــچ و تاب زلف ، و نيز يــــادآور كشور چيـــن است كه از ايـــــــران دور بوده و سفر كردن به آن سفــر درازي محســـوب مـــي شده است
- عشوه :
فريــب ، ناز و غمزه
English Translation :
May God pardon the frown of his eye-brow, although powerless it made me;
First Mesra Translation:
(Perchance) in grace, to me sick, a message (from the true beloved), it-- brought.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- آفرين بر چين ابرويش كه اگرچه مرا ناتوان كرد; با عشوه و رفتار زيبايش هم كماني بر سر بيمار مي آورد،عفاالله : خدا ببخشيد، در مورد تحسين به كار مي رود،چين ابرو: مقصود اخم و عتاب است ،پيام بر سر بيمار آوردن ، ظاهراً اشاره به رسمي دارد كه در فارس معمول بوده است ، و آن را سنج زني يا سنج كشي مي گفته اند، بدين خلاصه كه براي قطع تب بيمار، سيني اي بالاي سر او مي گذاشتند و گلوله اي گلي به چله كمان نهاده به سيني مي زدند تا بر اثر صداي ناگهاني آن ، به گمان خودشان ، تب بيمار قطع شود، ذيل حافظ انجوي از قول استاد همائي به چنين رسمي اشاره شده و دكتر غني نيز در حواشي خود به اين رسم اشاره دارد و توضيحاتي مي دهد كه با نظر استاد همائي منطبق است ،حاصل معني اينكه آفرين بر چين ابرويش ، زيرا اگرچه با نشان دادن اخم و عتاب مرا ناتوان كرده ، گاهي هم با ناز و كرشمه پيغامي به بالين اين مريض ناتوان مي رساند، **