- من ايستاده تا كنمش جان فدا چو شمع
- او خود گذر به ما چو نسيم سحر نكرد
-
واژه نامه
- سحر :
افســون ، جـذابـيت و فـريـبـنـدگــي خـــاص
English Translation :
I standing, like the candle, to make my life a sacrifice for him:
First Mesra Translation:
Like the morning-breeze, passing by me, he-- made not.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- من ايستاده ام تا مثل شمع جانم را فدايش كنم ; اما او مانند نسيم سحر به ما گذري نكرد،نسيم سحر كه بر شمع بوزد آن را مي كشد، مي گويد من مثل شمع ايستاده و آماده ام تا او بر من بگذرد و جانم را تسليمش كنم ، ولي او اين اندازه هم التفات نكرد ـ بر من نگذشت تا در برابرش بميرم ،مثل شمع ايستادن به معني مقاومت در برابر سوز و گداز و سختي ها نيز هست ، **