• مشکی
  • سفید
  • سبز
  • آبی
  • قرمز
  • نارنجی
  • بنفش
  • طلایی
عضویت در خبرنامه
  • مي خواستم كه ميرمش اندر قدم چو شمع
  • او خود گذر به ما چو نسيم سحر نكرد
واژه نامه
  • سحر : افســون ، جـذابـيت و فـريـبـنـدگــي خـــاص
English Translation :
Like the (wasting) candle, I desired to die at her feet:
First Mesra Translation:
Like the morning breeze, passing by us, she-- made not.
Second Mesra Translation:
شرح بيت
**- مي خواستم بر سر راه او مانند شمع جان تسليم كنم ; اما او مانند نسيم سحر بر ما گذر نكرد،وزش نسيم سحر كشته شدن شمع را سبب مي شود، معشوق را به مناسبت لطافت به نسيم سحر، و خود را به مناسبت سوز و گداز به شمع تشبيه كرده ، مي گويد مي خواستم وقتي محبوب مي گذرد از شوق ديدارش ، مثل شمع جان خود را فدا كنم ، اما او مثل باد سحر با لطف و ملايمت به سوي من نيامد تا به يمن آمدنش جان تسليم كنم ، **